داود بن محمود القيصري
106
رسائل قيصرى ( حواشى آقا محمد رضا قمشه اى ) ( فارسى )
الا واجب باشد ، پس موجود بفيض ديگر باشد و متسلسل گردد تا منتهى بذات واجب شود و - حينئذ - اعتراف به مدّعاى ما لازم آيد كه در موجودات به اين اعتبار تفاوت نيست ، ما ترى في خلق الرحمن من تفاوت . و بر تقدير ثانى كه امرى اعتباري عدمى باشد ، انضمام و اجتماع وى با امرى ديگر اعتباري عدمى كه ماهيّتست ، بىقيام هر دو ، يا يكى بأمري ، وجود حقيقي معقول نيست . و تحقيق آنست كه ، فيض همان ذات مفيض است ، اما باعتبار نسب عموم و انبساط بر حقايق ممكنات ، و اين نسبت - نسب - از أمور اعتباريست . پس ذات مأخوذ به اين نسبت از أمور اعتباري باشد ، و في نفسها از أمور حقيقي و اللّه تعالى اعلم » هذا ما افاده المحقق الجامى في مقدمة الأشعة ، و فيما ذكره مواضع انظار عقلا و كشفا و ذكرها على سبيل الاختصار ، و قد حققنا هذه المسألة في تعاليقنا على النصوص المنسوبة إلى الشيخ الكبير « رضى اللّه عنه » . نزد مشايخ فن از عرفا و متألهان از حكما ، ذات كرّ و بىصفات حق در مرتبهء معرّا از تعيّنات امكانى ، در كمال عز خود مستغرق و با هيچ موجودى ارتباط ندارد ، چون در آن مرتبه غيرى متصور نمىباشد ، از كثرت اسمى و صفتى نيز خبري نيست تا چه رسد به كثرت خلقي . بنابراين وجود تا از مقام اطلاق و غيب بوساطة المفاتيح الغيب التي لا يعلمها الا هو ، تنزل ننمايد متجلي در خلق نگردد . و نيز محققان از عرفا و صدر الحكماء « 1 » مبرهن ساختهاند كه أول صادر از حق در مقام
--> ( 1 ) - مرحوم آخوند ملا عبد اللّه در أنوار جليه و لمعات إلهية و آقا على مدرس فرزند وى در اثر نفيس خود .